Comparative Study Shows the SGS Dental Implant Coating Improves Osseointegration and Patient Outcomes

1- موضوع مقاله
این مقاله سفید (White Paper) منتشرشده درژوئن 2024، به بررسی تأثیر پوشش سطحی کلسیم فسفات (CaPO4) در ایمپلنتهای دندانی SGS پرداخته و نشان میدهد که این پوشش باعث بهبود اوسئواینتگریشن، افزایش ثبات ایمپلنت و ارتقای نتایج درمانی بیماران میشود. مقاله بر اساس یک مطالعه تطبیقی انجام شده که SGS را در مقایسه با سایر برندها و سطوح مختلف ایمپلنت ارزیابی کرده است.
2- مشکلات ایمپلنتهای بدون پوشش (Uncoated Implants)
– چالشهای اوسئواینتگریشن:
ایمپلنتهای بدون پوشش به دلیل نداشتن سطح زیستفعال، باعث کاهش چسبندگی سلولهای استخوانساز (استئوبلاستها) میشوند و این امر روند یکپارچگی استخوان را کندتر کرده و خطر شکست ایمپلنت را افزایش میدهد.
– ریسک عفونت:
سطح صاف و بدون پوشش این ایمپلنتها باعث افزایش چسبندگی باکتریها و تشکیل بیوفیلم میشود که در نهایت میتواند منجر به پریایمپلنتیتیس (التهاب اطراف ایمپلنت) شود.
– تحلیل استخوان و شکست ایمپلنت:
فقدان مواد زیستفعال در سطح ایمپلنت، باعث کاهش تحریک استخوانی شده و ممکن است باعث از دست رفتن استخوان اطراف ایمپلنت شود.
3- بررسی تطبیقی پوششهای ایمپلنتی مختلف
مطالعه انجام شده توسط دکتر دانیل گراند (Daniel A. Grande, PHD, New York Univ (NYU نشان میدهد که ایمپلنتهای دارای پوشش سطحی عملکرد بهتری نسبت به مدلهای بدون پوشش دارند. در این تحقیق، انواع سطوح بررسی شده شامل موارد زیر است:
Sandblasted and Acid-Etched (SLA) (Straumann) .1
Sandblasted with Machined Microgrooves (Zimmer Biomet) .2
Anodized (Nobel Biocare) .3
Microgrooved with Resorbable Blast Texturing (BioHorizons) .4
Calcium Phosphate Coated (SGS Dental) .5
نتایج نشان میدهد که ایمپلنتهای باپوشش کلسیم فسفات SGS عملکرد بهتری در اوسئواینتگریشن و افزایش پایداری ایمپلنت نسبت به سایر پوششها دارند.
4- تستهای انجامشده و نتایج آنها
در این مقاله، چندین آزمایش علمی و بیولوژیکی برای ارزیابی عملکرد پوشش کلسیم فسفات ( )CaPO4در ایمپلنتهای SGS انجام شده است. این آزمایشها شامل موارد زیر هستند:
1. آزمایش بررسی زیستفعالیت سلولی (Cell Viability Assay)
هدف: بررسی میزان زندهمانی و رشد سلولهای استئوبلاست (سلولهای استخوانساز) بر روی سطح ایمپلنت.
نتیجه: ایمپلنتهای SGS با پوشش کلسیم فسفات نسبت به سطوح SLA و آنودایز، رشد سلولی بالاتری را نشان دادند که نشانگر زیستفعالیت بیشتر آنهاست.
2. تست میکروسکوپ الکترونی روبشی (SEM Analysis)
هدف: مشاهده سطح ایمپلنت و آنالیز ساختار میکروسکوپی آن.
نتیجه: پوشش CaPO4 در ایمپلنتهای SGS دارای سطح متخلخل با قابلیت جذب بیشتر خون و استخوانسازی است.
3. تست آنالیز شیمیایی سطح (EDX – Energy Dispersive X-ray Spectroscopy)
هدف: تعیین ترکیب شیمیایی پوشش سطح ایمپلنت.
نتیجه: نشان داد که ایمپلنتهای SGS دارای مقدار بالای کلسیم و فسفر هستند که موجب تحریک سریعتر فرآیند استخوانسازی میشود.
4. تست استحکام باند استخوانی (Bone-Implant Contact – BIC)
هدف: بررسی میزان تماس استخوان با سطح ایمپلنت در طی فرآیند اوسئواینتگریشن.
نتیجه: میزان BIC در ایمپلنتهای SGS پس از ۶هفته، ٪۱۴ بیشتر از برندهای رقیب بود که نشاندهنده اوسئواینتگریشن سریعتر آنهاست.
5. آزمایش تحریک تشکیل رگهای خونی (Angiogenesis Test – VEGF Expression)
هدف: بررسی توانایی ایمپلنتها در تحریک رشد رگهای خونی جدید در اطراف ایمپلنت.
نتیجه: نشان داد که ایمپلنتهای SGS دارای افزایش قابل توجه در تولید فاکتور رشد عروقی (VEGF) هستند که این امر باعث تسریع بهبود زخم و استحکام استخوان اطراف ایمپلنت میشود.
5- عملکرد بیولوژیکی پوشش کلسیم فسفات SGS
افزایش مستقیم تشکیل استخوان:
– تحریک سلولهای بنیادی مغز استخوان (bMSCs) برای تبدیل شدن به استئوبلاستها (سلولهای سازنده استخوان)
– افزایش تولید فسفاتاز قلیایی (ALPL) و استئوکلسین (OCN) که نشانگرهای زیستی رشد استخوان هستند.
بهبود اوسئواینتگریشن:
– پوشش CaPO4 با ایجاد محیط بهینه برای اتصال مستقیم ایمپلنت به استخوان، یکپارچگی طولانی مدت را تضمین میکند.
تحریک تشکیل عروق خونی (آنژیوژنز):
– این پوشش از طریق افزایش فاکتور رشد اندوتلیال عروقی (VEGF) موجب تسریع روند رگزایی میشود که نقش کلیدی در یکپارچگی استخوان دارد.
زیست فعالیت بالا و حلالیت مناسب:
– CaPO4 آمورف به دلیل حلالیت بالا و بلورینگی سریع، روند تشکیل بافت استخوانی را تسریع میکند و موجب بهبود تعامل بین ایمپلنت و استخوان میشود.
یکپارچگی سریعتر با استخوان:
– آزمایشها نشان دادهاند که SGS با پوشش کلسیم فسفات، ٪14 تماس استخوانی بیشتری نسبت به پوششهای TPS دارد و در عرض 6 هفته به جای 6 ماه، فرآیند یکپارچگی استخوانی کامل میشود.
6- مقایسه ایمپلنتهای SGSبا سایر ایمپلنتها
ایمپلنتهای SGS (پوشش کلسیم فسفات):
• ترویج مستقیم استئوژنز (تشکیل استخوان)
• بهبود یکپارچگی استخوانی و کاهش زمان ترمیم
• افزایش استحکام اولیه و کاهش خطر شکست ایمپلنت.
ایمپلنتهای دیگر (SLA، آنودایز، RBT و غیره):
• افزایش اوسئواینتگریشن به صورت غیرمستقیم از طریق تحریک آنژیوژنز.
• نتایج متغیر در تولید نشانگرهای استئوژنیک.
• میزان اوسئواینتگریشن پایینتر نسبت به SGS
7- فناوری پوشش SBTC در ایمپلنتهای SGS
✓ یک پوشش زیست فعال نازک از کلسیم فسفات است SBTC (Smart Bioactive Trabecular Coating) که به دلیل هیدروفیلیسیته بالا، توانایی جذب سریع خون را داشته و موجب کاهش زمان ترمیم میشود.
✓ طبق مطالعات انجام شده، این پوشش طی 7 ماه به طور کامل جذب شده و جایگزین استخوان جدید میشود.
✓ آزمایشها نشان دادهاند که پس از 6 ماه، ٪94.9 ایمپلنتهای SGS در شرایط بارگذاری موفق به اوسئواینتگریشن کامل شدهاند.
8- نتیجه گیری
-
- ایمپلنتهای SGS با پوشش سطحی کلسیم فسفات (CaPO4) نسبت به سایر برندهای موجود در بازار، عملکرد بهتری در زمینه اوسئواینتگریشن، تشکیل استخوان و کاهش خطرات شکست ایمپلنت دارند.
- این ایمپلنتها فرآیند یکپارچگی استخوانی را تسریع کرده و مدت زمان بارگذاری ایمپلنت را بهطور چشمگیری کاهش میدهند.
- در مطالعات بالینی چند مرکزی، نرخ موفقیت این ایمپلنتها ٪94.9 در Immediate lodaing گزارش شده است.
- SGS با فناوری پیشرفته SBTC، گزینهای ایدهآل برای دندانپزشکان و بیماران در جراحیهای ایمپلنت دندانی است.
- ایمپلنتهای SGS با پوشش کلسیم فسفات، زیست فعالیت بیشتری دارند و موجب بهبود عملکرد سلولهای استخوانساز میشوند.
- این ایمپلنتها نسبت به مدلهای SLA و آنودایز، تماس استخوانی (BIC) بالاتری دارند و در مدت زمان کوتاهتری به اوسئواینتگریشن کامل میرسند.
- نتایج تستها نشان میدهد که فناوری SBTC باعث بهبود استحکام اولیه و کاهش زمان ترمیم ایمپلنت میشود.
نتیجه: ایمپلنتهای SGS با پوشش CaPO4 و فناوری SBTC، عملکرد بهتری در اوسئواینتگریشن، تحریک تشکیل استخوان و افزایش طول عمر ایمپلنتها دارند. این فناوری نوین میتواند تحولی در درمان ایمپلنتهای دندانی ایجاد کند.
ایمپلنتهای SGS: نسل جدیدی از ایمپلنتهای زیست فعال برای موفقیت طولانی مدت درمانهای دندانی

